تبلیغات
بــــــاران دلـــــــــتنگــــی - افــــق نـــــگاهت

بــــــاران دلـــــــــتنگــــی

گاهی دلـــــــتنگی ها زیر نقاب سکــــــــــوت پنهان میشود

افــــق نـــــگاهت


http://www.novinupload.com/uploads/13466674681.jpg


روی آن نیمکت چـــوبی



من بودم و تو و یک نــگـاه بی معنا



افــق نـگاهت تا ناکجاآباد پرواز می کرد



و من محو آن افــق که بی معنا بود چون نــگاهت



صدای مبهمی در میان لبانت وول میخورد



و من محصور آن ترنم ناشنیده که از لبانت می چکید



کسی جلودار عشقمان نبود



در آن عصر خلوت



درآن سکوت جانفرسا



در آن هیاهوی صدای دل



درآن روز عجیب



سکوت همچنان ما را احاطه کرده بود



و من منتظر یک صدا



یک تبسم



یا یک نگاه گرم



روی همان نیمکت چوبی



تو سکوت را شکستی



و گفتی



چیزی را که مدتها در درون قلبت پنهان کرده بودی:



"دوســتت دارم"



در آن لحظه نــگاهت جان گرفت



به افــق رنگ پاشیده شد



و من در دنیایی پر از صدا



پر از تبسم



و پر از نگاه



غرق شدم و مست



درآن عصر خلوت



http://www.novinupload.com/uploads/13466674682.jpg



*روی همـــــــــان نـیمکت چـــــوبــــی*



[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ "سمـــیه" ] [ در خاطرم می ماند() ]

نمایش نظرات 1 تا 30